خرید بک لینک

درباره سایت

عاشقانه در تنهایی خفته غم  محمدی

ضربان قلبم و به چه تندی میزد نگاهم دوخته به ریلهای قطار قطاری که صدای بوقش دیدار بود و شوقی که دم از دیدن یارم میزد صدایی سرفهایم دیگر به گوش نمیرسید حتی ریهایم هم این بار نفس کشیدن را برایم اسان کرده بود و چه انتظاری...برای دیدار و چه دیداری...... یاد سهراب

امکانات وب

عشق های جریمه

اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

عشق ما از اولین نگاه اشتباه بود

گر چه باورت نمی شود ولی حقیقتی است

اینکه کلبه ی من از غم تو روبراه بود

می دویدم و میان کوچه جار می زدم

های های گریه بود و اشک و درد و آه بود

گاه گریه می شدیم و گاه خنده مثل شوق

این هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سیب

سیب بی گمان در این میانه بی گناه بود

هر کجای شب که مثل سایه پرسه می زدیم

ردی از عبور سرد آفتاب و ماه بود

آفتاب من تویی و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب، روز من سیاه بود؟

اهل شکوه نیستم وگرنه آنهمه غروب

بر غریبی من و تو بهترین گواه بود

هرچه می دوم به انتهای خود نمی رسم

مانده ام کجا، کجای کار اشتباه بود

محمدحسین بهرامیان

برچسب: نویسنده: روح الله محمدی تاريخ: جمعه 27 فروردين 1395 ساعت: 15:52

صفحه بندی