قاصدک تنهایی
-
تاریخ: 1394/12/13 ساعت: 21:06
هان ! چه خبر آوردی ؟ از کجا ؟ .. وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی .. اما ، اما ؛ گرد بام و در من - بی ثمر می گردی ! انتظار خبری نیست مرا . - نه ز یاری ، نه ز دیار و دیاری ، باری ! برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس ، برو آنجا که تو را منتظرند ، قاصدک ! در دل من ، همه کورند و کرند ! دست بردار ازین در وط...
قلب شیشه ای
-
تاریخ: 1394/12/13 ساعت: 21:05
شیشه ای می شکند ................................. یک نفر می پرسد..؟ ................................ .چرا شیشه شکست!!؟ ............................ مادری می گوید... ................ شاید ............. این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد .................. ...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد ..............
رفتن
-
تاریخ: 1394/12/13 ساعت: 21:03
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت او کسی بود که از غرق شدن می ترسید عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خور...
چاره ای نیست
-
تاریخ: 1394/12/13 ساعت: 21:02
این بار آخرم بود.دیگر دوباره ای نیست دنبال من مگردید.قلبم اجاره ای نیست تازه رسیدم از راه.حال سفر ندارم باید دوباره کوچید.انگار چار های نیست این جاده های خاکی.انگار قد گشیدند ای شانه های زخمی.راه کناره ای نیست دستم به دامن تو.ای کور سوی فانوس در آسمان این شب. حتی ستاره ای نیست این آسمان شکسته.ماندن ...
سکوت
-
تاریخ: 1394/12/13 ساعت: 21:01
سکوت وقتی بغضم شکسته شد و نفس هایم...... غرق شد در اندوه و بی تابی فقط سکوت با من بود گاهگاهی که تنم خسته ار لحظه ها...... به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شود شبهایی که بالشتم..... خیس می شد از اشک شبانه و حسرت فقط سکوت با من بود دیری است....... که با درد خود هم آشیان شده ام وهنوز,........ سکوت...